شهر بی پایان شده پایانه میخواهد چه کار
ملک بی سامان شده سامانه می خواهد چه کار
یک دو روزی صبر کردی بعد ازین هم صبر کن
عمر کوتاه است آدم خانه میخواهد چه کار؟
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
یار بی یاور دگر یارانه می خواهد چه کار
آب ادرار آور است از خوردنش پرهیز کن
آدم از روز ازل، مثانه می خواهد چه کار
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
گریهای شاعر ندارد شانه می خواهد چهکار
گرز رستم خورد بر دست چپ اسفندیار
خب که چه؟ یک ملتی، افسانه میخواهد چه کار
شهر آشوب است فتنه زیر خاکستر شده
شهر شرآشوب یا فتانه می خواهد چه کار
وضع بی سامان کشور کرده بی سامان همه
ثبت نکبت سایت یا سامانه می خواهد چه کار
ما همه دردام هستیم و گریز از دام نیست
آن که در دام است دیگر دانه می خواهد چه کار
شعر را اینجا تمامش می کنم اما بدان
شاعری کم گوی چون من چانه می خواهد چه کار
#ح_ر_نجف_آبادی
ما را در سایت بلغوریات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10